♥ ♥ یه دنیا دلم گرفته ♥ ♥
"آینده ای " خواهم ساخت کـــــــه "گذشته ام" جلویش زانو بــــــزند... قرار نیست من هم دل کس دیگـــــــری را بسوزانم.. برعکـــــــــس... کســـی را که وارد زندگیـــــــم میشود آنقـــــــدر خوشبخت میکنم که به هر روزی که جای" او" نیستی به خــــــودت " لعنـــــت " بفرستی... محکــــم تــر ازآنـــم
کـه برای تنــها نــبودنــم آنچـــه کــــه اســـمش را
غــرورگــــذاشتــــه ام، برای کسی بــه زمیـــن بکــــوبــم من از تبار مـــــردادم... از نسل شیـر کهکشان صمیمی و گرمم.... چون عنصر وجودیم از آتش است و ستارۀ حاکمم خورشید. احساس پاک و خالصی دارم که هیچگاه نمی میرد... چون فلز وجودم از طلای ناب است. من " اراده میکنم " چون شعار من این است مـرا با هیچکس مقایسـه نکن... من فرزنـد مــردادم. به ما نمی خوردی چون به مانع می خوردی لیاقت می خواست داشتنه مـــــــا کسی حوصله خدا را ندارد. کسی حال او را نمی پرسد.اما تو این کار را بکن. تو حالش را بپرس... ساعتهایت را با او قسمت کن... ثانیه هایت را هم یه روز یه نفر وارد زندگیتون میشه و شما از اونایی که گذاشتن رفتن به خاطـــــــــره رفتنشون تشکر میکنین... وقتی عشقـــــــــت دور از اینجاســـــت... بغض میــــــکنم... کجایی مــرگ؟ مگـــر از مـن گــریزانی؟ چنان دلـشوره دارم من،چنان دلــتنگ دیدارم! که گویـــے آســمان هم از حضورم شکوه ها دارد! دل من خواب می خواهد کمـــے آرامش مـطلق! بیا ای مرگ،بیا از غـــــم رهـــایم کن... نبودنت تورو از من جـــــــدا نکرد ویلون کوچه هام... دنبال کی برم؟؟ چـــــــــون بعد تو فقــــــــط فکره مقصــــــــرم... فکـــــــــــــره مقصرم........... این بد بیاریا تقصیره من نبود اینکه توام بری تقدیره من نبود این حال و روزمه از غصه تب کنم هر روزم این شــــــــده روزامو شب کنم..... "مخاطب خاص" قدیمـا : اگه میخونی ایشالا خوشبخـــــــت شی... با یه عالمه حـــــــــــرف و بغض و گریه و به نام "قسمـــــــت"... خداحافـــــــظ.... روزامــــــــــــو شب کنم... نـــــه حــــــس دوبـــــــاره ســـــــاختن... ارزش تنــهایـــیـم راهیـــچ نــدارد..
نه رسولم,نه زيبايم,نه براي كسي عزيزم,نه چشم به راهي دارم...
فقط...
در " چاه " افتاده ام!!!
ﻭ ﺣﺎﻻ ﺑﺮﺍﯼ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﺗﺨﻢ ﻣﯿﮕﺬﺍﺭﻧﺪ !
ﺭﻓﺘﻨﺪ ، ﻭﻟﯽ ﻣﯿﺪﺍﻧﻢ ﺭﻭﺯﯼ ﺑﻮﯼ ﮐﺒﺎﺏ ﺷﺪﻧﺸﺎﻥ ﺑﻪ ﻣﺸﺎﻣﻢ
ﻣﯿﺮﺳﺪ ... ((:!!
ﺍﺯ ﻓﻴﺲ ﺑﻮﻛﺖ ﺑﻼﻙ ﻣﻲ ﺷﻪ ..
ﻣﺴﻴﺠﺎﺵ ﺩﻳﻠﻴﺖ ﻣﻲ ﺷﻪ ..
ﺑﻪ ﺩﻭﺳﺘﺎﺕ ﻣﻴﮕﻲ ﺣﻖ ﻧﺪﺍﺭﻳﻦ ﺟﻠﻮﻡ ﺍﺳﻤﺸﻮ ﺑﻴﺎﺭﻳﻦ .
ﺑﻪ ﺧﻮﺩﺕ ﺗﻠﻘﻴﻦ ﻣﻲ ﻛﻨﻲ ﺧﻴﻠﻲ ﺧﻮﺷﺤﺎﻝ ﻫﺴﺘﻲ ..
ﺍﻣﺎ . . .
ﺑﺎ ﺟﺎﻱ ﺧﺎﻟﻴﺶ ﺗﻮ ﻗﻠﺒﺖ ﭼﻴﻜﺎﺭ ﻣﻲ ﻛﻨﻲ .
ﺑﺎ ﺍﻳﻦ ﻫﻤﻪ ﺗﺸﺎﺑﻪ ﺍﺳﻤﻲ ﭼﻴﻜﺎﺭ ﻣﻲ ﻛﻨﻲ ..
ﺑﺎ ﺍﻫﻨﮕﺎﻳﻲ ﻛﻪ ﺑﺎﻫﺎﺵ ﮔﻮﺵ ﻣﻴﻜﺮﺩﻱ ﭼﻴﻜﺎﺭ ﻣﻲ ﻛﻨﻲ ..
ﻭﻗﺘﻲ ﻏﺬﺍﻳﻲ ﻛﻪ ﺩﻭﺱ ﺩﺍﺭﻩ ﺭﻭ ﻣﻲ ﺧﻮﺭﻱ ﻭ ﻳﺎﺩﺕ ﻣﻴﺎﺩﺵ
ﭼﻴﻜﺎﺭ ﻣﻲ ﻛﻨﻲ ...
ﻭﻗﺘﻲ ﺍﺯﺕ ﺳﺮﺍﻏﺸﻮ ﻣﻲ ﮔﻴﺮﻥ ﭼﻴﻜﺎﺭ ﻣﻲ ﻛﻨﻲ ...
ﻭﻗﺘﻲ ﺗﻴﻜﻪ ﻛﻼﻣﺸﻮ ﻣﻲ ﺷﻨﻮﻱ ﭼﻴﻜﺎﺭ ﻣﻲ ﻛﻨﻲ ..
ﻭ ﻭﻗﺘﻲ ﻣﻲ ﺩﻭﻧﻲ ﺩﻳﮕﻪ ﺣﺘﻲ ﻫﻤﻴﻦ ﺍﺳﺘﺎﺗﻮﺳﺘﻮ ﻧﻤﻲ ﺑﻴﻨﻪ ﻭ
ﻧﻤﻲ ﺧﻮﻧﻪ ﭼﻴﻜﺎﺭ ﻣﻲ ﻛﻨﻲ :|
اما نمی دانم چرا
بعضی وقت ها
همین که اسمش را می شنوم
بی اختیار خاطره از چشمم فرو می ریزد...
و مهربانـي ام را بهانـه ي رفتنت نميکردي
تا من مجبور نشوم هر روز سنگ را نشان دلــم بدهم
و بگويم اگــر مثل اين بودي
او نميرفت...
بازيه خوبي بود
بس است ديگر
شمشير ها را زمين بگذاريم
خسته شدم
بيا
بيا دستت را به من بده
اما
صبر كن!
چرا
دست تو خونيست؟
چرا کمر من ميسوزد؟
بـہ سـاבگـے یکــ لبخـنــב
رهـایمـ کــرב
"او" رفـتـــ
و مــنـــ عـاشـقـانــہ هـاے
بـے مخـاطبـمـ را بـہ حـراجــ
گـذاشـتـــہ امــ...
کـــه تمام راه هــای منتهی بـــه دل خــراب شـده است
چندیست تــابـــلو زده ام
کارگران مشغول کارنـــد آهسته بــرانید
نـــه بـــرای دل شکسته ام
بــــــرای شما کـه از زخـم دلـــم زخــم بـــر نــداریـــد.
| Design By : Night Skin |







